یکشنبه، دی ۰۸، ۱۳۸۷

الان از جنگ 6 روزه اعراب و اسرائیل حدود 40 سال میگذره. از وقتی که چندین کشور عربی به طرز مضحکی از اسرائیل شکست خوردن.
60 سال هم از جنگ جهانی دوم می گذره. زمانی که یهودی ها حتی توی آمریکا هم وضع خرابی داشتن.
از اون موقع تا حالا دو طرف این جنگ چی کار کردن؟
اسرائیل کاری کرده که قوی ترین رئیس جمهور دنیا، یعنی رئیس جمهور آمریکا، جرات نمی کنه بگه کشتار 300 غیر نظامی کار اشتباهی بوده.
اعراب و فلسطین و ما چی کار کردیم؟
40 ساله که داریم سنگ و راکت پرت می کنیم. تظاهرات می کنیم. هر روز بچه ها و حوونامونو به کشتن می دیم که همین چندمیلیون فلسطینی که وجود داره تبدیل بشه به یک جامعه ای که هیچ امیدی به پیشرفت توش نیست.
تا 100 سال دیگه هم که به اسرائیل و کشت . کشتارش فحش بدیم، با سنگ و راکت نمی شه با کشوری مقابله کرد که آمریکا رو رو انگشتش می چرخونه. و بهتره کمی به جای فحش دادن صرف به اسرائیل به این فکر کنیم که چطور تونستن به اینجا برسن؟

۲ نظر:

شوپه گفت...

حقیقتش من سر این قضیه به شدت توهم توطئه دارم. در مورد این قدرت عجیب و غریب اسرائیل و یهودیا تو دنیا. نمونه ی عینیش برام همین برخورد قضایی با منکرای هولوکاسته. قبلا یه بار راجع بهش نوشتم و کم وبیش بحثی کردیم. واقعا هیچ جوره نمی تونم توجیه شم چرا تشکیک تو این قضیه این قدر ناموسیه. (یکی از دوستام می گفت بعد جنگ جهانی، اروپاییا به شدت از ظهور یه فاشیسم دیگه، یه نسل کشی دیگه، می ترسیدن و واسه همینم چنین قانونی گذاشتن که دیگه کسی جرات نکنه به چنین کاری فک کنه. واقعا این شد دلیل؟ اونم بعد شصت سال؟) این طور چیزا واقعا منو به همون توهم توطئه می رسونه. به این که "دست هایی پشت پرده هست که ما ازشون بی خبریم." وقتی این همه آدم که مثلا سر کارای چین تو تبت داشتن خودشونو جر می دادن و تا تحریم المپیک هم پیش رفتن، حالا مث بز می شینن نگاه می کنن و حتی یه ورق پاره هم در محکومیتش نمی دن. حقیقتش برا منم خیلی سواله که اسرائیل چطور اسرائیل شده، اونم تو شرایطی که (این جور که شنیدم) از نظر تاریخی بعد قدرت گرفتن مسیحیت، یهودیا همیشه اقلیت منزوی و دوست نداشتنی ای تو اروپا بودن. تو خودت جوابی برای این سوال داری؟ این یک. ولی دوم، از بعد تبلیغاتیش که بگذریم، فکر نمی کنم هیچ کس (حتی آقا) به این فکر کنه که با فحش و راکت و سنگ، می شه اسرائیلو از هستی ساقط کرد. به نظرم این تنها عکس العمل طبیعیه کسیه که کار دیگه ای ازش برنمی آد و راه دیگه ای برای بیرون ریختن خشم و نفرتش نداره. مثل گریه کردن برای مرگ عزیز که زنده ش نمی کنه، اما اجتناب ناپذیره. بی نتیجه و در عین حال قابل درکه. (مونیخ خیلی فیلم خوبیه از این لحاظ) وقتی هیشکی انتخابات همین چند میلیون فلسطینی رو به کفشش حساب نمی کنه، دیگه واقعا چه راه خردورزانه ای می مونه؟
پی نوشت: واضحه که یکی از اهداف جمهوری اسلامی از فرستادن پول و آدم به فلسطین، به هم زدن آرامش اسرائیله. یعنی می گه: "درسته ما که سوختیم، اما نمی ذاریم آب خوشم از گلوی شما پایین بره." به نظرم این هدف تعارضی با نوشته های بالا نداره.

مریم گفت...

راستش من دو سه روز یه فصل مبسوطی نوشتم ولی الان متوجه شدم که نیست.
مهمترین نکته اش این بودکه یهودی ها هم اون موقع می تونستن فکر کنن کاری از دستشون بر نمیاد ولی این کار و نکردن. به جاش یه جوری که نمی دونم چه جوری انگار دنیا رو گرفتن! درباره هولوکاست هم من نمی دونم دقیقا قضیه چیه ولی هر چی هست با زرنگی تمام خوب ازش استفاده کردن.