شب سال نو توی سرمای -17 درجه توی خیابانها منهتن تندتند راه می رفتیم که برسیم خانه. توی زیرگذر پارک مرکزی شروع کردم به آواز خواندن.
"آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو
خون جوانان ما
می چکد از چنگ تو
ای به شرار ستم
شعله به عالم زده
نظم زمین و زمان
یک سره بر هم زده
...."
به طرز احمقانه و بچگانه ای آی چسبید!!!!
۵ نظر:
خنده ام مي گيره از اينكه ذهن كودكانه مان را با چه چيزهاي پر كرديم و سر صف مي خوانديم
به این میگن نمک خوردن و . . .
چه باحال!!!
چقدر این شعر داغ توی سرمای -17 ممهتن می چسبد نثار کسانی که برای رسیدن به خواسته های پلیدشان از هیچ جنایتی کوتاهی نمی کنند.
دست مریزاد
براي همه خاطره است
ارسال یک نظر